فروردین ۹۸ در بیمارستانی در کنیا در حال خارج شدن از بخش بودم که پرستاری دوید و کمک خواست. جوان ۱۸ ساله HIV با نشانه سل ریه که قدرت تنفس نداشت.
برای تیوب سینه کمک خواستند نمیدانستم چی بگویم!؟
دهه هفتاد ۸ سال پزشک اورژانس بودم و دو بار با کمک جراح تیوب سینه گذاشته بودم.
خدا را صدا کردم آبروی ما و ایران را حفظ فرما یادم بود ( بالای دنده ۵ در محاذات خط آگزیلاری).
دست به کار شدم. دست خدا بالاتر از دست همه آمد.

دقیقه ای نگذشت مایع ریه مانند آبی فوران سرازیر شد. هر روز من بودم او و پرستاران و هر روز یک لیتر مایع از ریه اش درناژ و نرمال سالین جایگزین میکردم.

انگار عاشق این بیمار شدم هرگز لحظه ای نشد لرزه به دلم از ایدز یا سل او باشد. دیروز چست تیوب را خارج کردیم، حالش خیلی بهتر شده بود و از من آب خواست.
خیلی لحظه سختی بود. لب هاش کاملا خشک بود.
این جوان آب می نوشید تا سیراب بشود ولی انگار آتشی در دلم در حال سوزاندن وجودم بود.
جواب ما در آخرت چیست؟
برای خدا چه باید بگوییم تا کجا مال دنیا
عده ای چنین از بیماری و گرسنگی بمیرند و عده ای دیگر …..

دکتر ناصر عمادی

متخصص پوست و مو